پیش نویس ها

مجله اینترنتی

پیش نویس ها

مجله اینترنتی


فرمانروای خاموش



اینستاگرام



کانال تلگرام


آخرین نظرات
  • ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۱:۱۷ - دانلود آهنگ جدید
    عالی

در ایستگاه های هفت گانه پل صراط چه سوالاتی مطرح می شود؟


این سؤال، برگرفته از روایتی است که ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل می‌کند.

در پل صراط، هفت ایستگاه وجود دارد که در هر ایستگاه سوالاتی مطرح می شود، لطفاً در مورد آن سوالات در هر ایستگاه توضیح دهید:

پاسخ اجمالی:

در ایستگاه اول از ولایت و دوستی علی بن ابی طالب(ع) و دوستی آل پیامبر(ص) می پرسند.

در ایستگاه دوم از «نماز»، ایستگاه سوم از «زکات»، ایستگاه چهارم از «روزه»، ایستگاه پنجم از «حج»، ایستگاه ششم از «جهاد» و در ایستگاه هفتم از «عدل» پرسش می شود.

پاسخ تفضیلی:

این سؤال، برگرفته از روایتی است که ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل می‌کند: «وقتی قیامت بر پا می‌شود خداوند به مالک دستور می‌دهد جهنم هفت‌گانه را روشن و شعله‌ور نماید و به رضوان دستور می‌دهد که بهشت هشت‌گانه را زینت کند؛ می‌فرماید ای میکائیل، صراط را بر روی جهنم پهن کن؛ به جبرئیل می‌فرماید ترازوی سنجش اعمال بندگان را زیر عرش نصب کن و صدا می‌زند ای محمد(ص)، امّت خود را برای حساب رسی نزدیک بیاور، در این هنگام خداوند دستور می‌دهد که بر روی صراط، هفت پل قرار دهند که طول هر پل، 17 هزار فرسخ است و بر هر پلی هفتاد هزار ملک ایستاده‌اند که از زنان و مردان این امت سؤال می‌کنند.


پرسش‌های ایستگاه‌های هفت‌گانه
 ایستگاه اوّل: از «ولایت و دوستی علی بن ابی طالب(ع) و دوستی آل پیامبر(ص)» می‌پرسند، اگر حق اهل بیت و امام علی(ع) را در دنیا به جا آورده باشد و با خود توشه‌ای در این امر به همراه داشته باشد، از روی پل مانند برق جهنده عبور می‌کند و رد می‌شود و کسی که اهل بیت پیامبر(ص) را دوست نداشت و مراعات آنها را در دنیا نکرده باشد با سر، سقوط می‌کند و وارد جهنم می‌شود، اگر چه کارهای نیکش به اندازه عمل هفتاد صدّیق[1] باشد.

ایستگاه دوّم: از «نماز» می‌پرسند؛ یعنی آیا به نماز، اعتقاد داشتی و خواندی؟ چگونه خواندی همراه با اخلاص بود یا برای ریا و خودنمایی؟

در ایستگاه های هفت گانه پل صراط چه سوالاتی مطرح می شود؟

ایستگاه سوّم: از «زکات» می‌پرسند؛ یعنی آیا زکات مال خود را پرداخت نمودی و به نیازمندان دادی یا نه؟

ایستگاه چهارم: از «روزه» می‌پرسند؛ آیا روزه گرفتی؛ چگونه گرفتی؛ فقط تشنگی و گرسنگی کشیدی؛ یا تمام اعضا و جوارحت روزه داشت و به نتیجه روزه‌داری که تقوا بود[2] دست پیدا کردی یا نه؟
ایستگاه پنجم: از «حج» می پرسند؛ آیا با استطاعت و قدرت مالی و بدنی که خداوند به تو عنایت فرمود به زیارت خانه خدا رفتی یا نه؟

ایستگاه ششم: از «جهاد» می‌پرسند؛ آیا هنگامی که دین خدا در خطر بود به فرمان ولیّ خدا گوش کردی؛ به دفاع از دین خدا پرداختی، یا همانند خوارج و اهل صفین و نهروان، نافرمانی کردی و موجب شدی کرسی عدالت به دست نا اهلان بیفتد؟

ایستگاه هفتم: از «عدل» پرسش می‌شود؛ یعنی آیا با همه مردم حتی خودت به انصاف و مقتضای عقل و برابری برخورد کردی یا ظلم نمودی؟[3] اگر چیزی به همراه داشت و به سؤالات، جواب داد، از پل هفتم نیز مانند برق جهنده عبور می‌کند و اگر چیزی برای جواب دادن نداشت، عذاب و شکنجه می شود.[4]

روایات دیگری نیز به همین مضمون وارد شده است کی می توانند مؤید این روایت باشند. از جمله روایاتی که انس بن مالک از رسول خدا(ص) نقل می کن که ان حضرت فرمودند:«زمانی که روز قیامت می شود خداوند همه بندگانش را از اولین تا آخرین در مکانی بلند جمع می کند و صراط را بر لب جهنم نصب می کند، هیچکس از آن عبور نمی کند مگر اینکه برائت و امان نامه ای از امام علی(ع) داشته باشد.


[1]. صدّیق، کسى است که تصدیق کننده امر خدا و پیامبران باشد و شکى در دل نداشته باشد.؛ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 3، ص 111، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 ش.
[2].«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون»؛ اى افرادى که ایمان آورده‏اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه که بر کسانى که قبل از شما بودند نوشته شد تا پرهیزکار شوید؛ بقره 183.
[3]. تعبیر از عدل به ظلم نکردن به این جهت است که عدل و ظلم، ضد و نقیض یکدیگرند چنان که در تعریف عدل گفته شده: قرار دادن هر چیزی در جای خویش و در تعریف ظلم گفته شده قرار دادن هر چیزی در غیر مکان و جای خود. ابن منظور محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 4، ص 153، ج 12، ص 373، دار صادر، بیروت، 1414 ق؛ کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، ج 1، ص 112، دار الکتب الإسلامیة، تهران‏، چاپ چهارم، 1407 ق؛ شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغة( للصبحی صالح)، محقق، مصحح، فیض الإسلام‏، ص 553، هجرت، قم، چاپ اوّل، 1414 ق؛ مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی- الأصول و الروضة( للمولى صالح المازندرانی)، محقق، مصحح، شعرانى، ابوالحسن‏، ج 9، ص 358، المکتبة الإسلامیة ، تهران‏، چاپ اوّل، 1382 ق‏.
[4]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، محقق، مصحح، جمعى از محققان‏، ج 7، ص 331 و 332، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، چاپ دوم‏، 1403 ق؛ ‌هاشمى خویى، میرزا حبیب الله، حسن زاده آملىٍ، حسن، کمره اى، محمد باقر، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، محقق، مصحح، میانجى، ابراهیم، ج 6، ص 16،‏ مکتبة الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1400 ق؛ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج 2، ص 152، علامه، قم، چاپ اول، 1379 ق.
[5]. بحار الأنوار، ج ‏7، ص 332.



منبع: islamquest.net
فرستنده: زهرا احمد آبادی

نظرات  (۱۹)

از شما برای این مطلب خیلی خوب تشکر میکنم دوستان..

۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۱ طوبی کلانتری
ممنون جناب فاطمی...
بازم مطالب خاص شما را خواندیم و بهره مند شدیم..
عالی مرسی
مطلب بسیار خوبیست. اما ی سوال؟ ازکوچیکی همیشه بهمون گفتند روز قیامت اولین سوالی که میپرسن درباره نماز است!!! اما دراین روایت اولین سوال درباره ولایت است!! 
عالی بود ممنون
.
.
عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟ 
در شعله نرقصیدی، پروانه چه میدانی؟
.
لبریز می غمها،شد ساغر جان من
خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه میدانی؟
.
یک سلسله دیوانه،افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو، افسانه چه میدانی؟
.
من مست می عشقم،بس توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد، میخانه چه میدانی؟
.
عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده،بتخانه چه میدانی؟
.
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود یکی باشد،بیگانه چه میدانی؟
.
دستار گروگان ده، در پای بتی جان ده
اما تو ز جان غافل، جانانه چه میدانی؟
.
ضایع چه کنی شب را، لب ذاکر و دل غافل
تو ره به خدا بردن، مستانه چه میدانی؟

"هما میرافشار"
سلام دوست عزیز.....
ازاینکه گاهی به وبم ونوشته هام سرمیزنید ممنونم ......
سایت زیبایی داریدبقولی مجله اینترنتی جالبی هست وخوندنی ......
یخورده فقط اگه بارطنزش روبیشترکنید فک کنم عالی ترمیشه .....
همه دوستان خسته نباشید وسالم وشادباشید....
پاسخ:
ممنون از نظرتون..
سعی میکنیم مطالب طنز هم بیشتر بزاریم...
۲۸ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۶ ذره ی ناچیز
الهی
عاقبت به خیرمون کن

موفق باشید
خیلی عالی..
ممنونم
سلام
خیلی خوب بود ...

به نظرم نکته ای که باید بیشتر بهش دقت کرد در ایستگاه هفتم در جمله ی"از «عدل» پرسش می‌شود؛ یعنی آیا با همه مردم حتی خودت به انصاف و مقتضای عقل و برابری برخورد کردی یا ظلم نمودی؟" است ... اونجایی که میگه حتی خودت ... که ما کمتر به این موضوع توجه می کنیم


۲۸ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۰ نیلوفر فروتن
خیلی جالب بود آقای فاطمی..
تشکر اصلی از خانم احمدآبادی که این مطلب خیلی خوب رو فرستادن...
۲۸ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۳ زهرا احمدآبادی
درجواب باران خانم که پرسیدند اولین چیزی که می پرسند نماز ....آدم از موقعی که دار فانی رو گفت هرجایی ازش یه سوالاتی می پرسند مثلا شب اول قبراولین سوالا اینه که خدات کیه؟
دینت چیه؟
به کی اعتقاد داری و پیغمبر و امامت کین و اینکه مالت رو چه جوری خرج کردی و زندگیت رو چه جوری سپر کردی و و چه دیدی و وقتی که اینا رو جواب دادی میگن واسه چی و از کجا اینا رو میگی
بعدش میشه برزخ و قیامت
نماز اهمیت والایی دارد اما بعد از خدا و پیغمبر.....



سلام
سایت خیلی خوبی دارید.
من به عنوان یه دوست شما رو لینک کردم. لطفا به وبلاگ بنده سربزنید و اگه دوست داشتید منو با عنوان"به امید ظهورش صلوات"لینک کنید. خبر بدید.
در ضمن میتونید منو یکی از دنبال کنندگان سایتتون بدونید.

منتظر شما هستم در mahdi13579.blog.ir
۲۸ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۱۷ یاور گلدوز مطلق
سلام
آقا قیامت کردی
ممنون به خاطر این مطلب ارزشی و مناسب
ببخشید اگر گاهی آدرس اشتباهی ثبت میشود.
آدرس ما همین است که این بالا ثبت شده.
والله عمدی نیست. گاهی یادم میرود.
پاسخ:
نه بابا..خواهش می کنم...
همی ن که شما اینجا سر میزنین خیلی خوبه..
سلام
سایت بسیار مفیدی دارید.
موفق باشید.
۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۰ باران بهاری
خیلی خوب بود..
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۲۶ آذین &گیتی
سلام
مطلب خوبی بود...

موفق باشید
سلام خیلی مطلب خوبی بود ممنون
حضرت امام خامنه ای(حفظه الله تعالی):
«ملّتها در مقابل حوادث دوجورند؛ بعضی از ملّتها حادثه را، سختی را، شکنجه را لمس میکنند امّا نمیتوانند یک تحلیل و یک جمع‌بندی درستی برای خودشان به وجود بیاورند که این جمع‌بندی آنها را به حرکت متقابل وادار کند؛ بعضی ملّتها این‌جورند. ملّتهایی که رهبران کارآمد و شایسته‌ای داشته باشند، نه، سختی‌ها را تحمّل میکنند امّا در کنار آن، آگاهی‌ها و بصیرتها و راه‌حل‌ها و تقویّت باورهای صحیح و منطقی را هم دنبال میکنند؛ ملّت ایران از این قبیل بود. خدای متعال تفضّل کرد، رهبری امام بزرگوار را به این ملّت به‌عنوان یک موهبت بزرگ داد، امام بزرگوار ملّت را آگاه کرد، بصیرت بخشید، سختی‌ها را خودش تحمّل کرد، زندان رفت، تبعید شد، دست برنداشت؛ بتدریج این آگاهی و بصیرت همه‌گیر شد، تا در سالهای ۵۶ و ۵۷ به شکل یک حرکت عمومی در میان ملّت ایران درآمد. این حرکت هدفش و آماج حمله‌اش فقط دستگاه سلطنت نبود، آمریکا هم بود. ملّت میفهمیدند، میدانستند که پشت سر این جنایاتی که دارد علیه آنها و علیه کشور در داخل انجام میگیرد، آمریکا است؛ این را فهمیدند. امام بزرگوار ما در سال ۴۲، در اوایل شروع نهضت اسلامی فرمود: رئیس‌جمهور آمریکا مبغوض‌ترین افراد امروز در ایران است. این معنا را القا کرد به افکار عمومی؛ تبیین کرد برای مردم که هرچه هست زیر سر آمریکا است؛ شرارتها زیر سر آمریکا است. خب، این مبارزه به نتیجه رسید.

هرجا ملّتها حرکت کنند، ایستادگی کنند، صبر و مقاومت نشان بدهند، پیروزی قطعی است؛ همه‌جا همین‌جور است. اشکال کار مبارزاتی که به شکست می‌انجامد، این است که یا ملّتها طاقت ندارند و ایستادگی نمیکنند، یا رهبرانی که بتوانند اینها را درست اداره کنند ندارند.»

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی